انشا
مورد زنگهاى انشا وجود دارد كه همانا بستر نخستين دفترهاى انشا و دانش آموزان قلم به دست است. انشا يعنى آفريدن، نوشتن و توان تحيلى ، تفكر و برداشت از محيط اطراف و پرسش هاى ساده و عينى تا فكرى گوناگون. چنين توانايى بيش از پيش به گنجينه لغات و از سويى انبان دانش دانش آموزان نيازمند است. در جامعه اى كه كتاب و كتاب خواندن يك عادت روشنفكرى و نادر در بين عموم مردم مشاهده مى شود و دانش آموزانى كه بيشتر وقت خود را در برابر تلويزيون مى گذرانند، چگونه توانسته اند سيستم فكرى ، شناخت و خلاقيت بارورى داشته باشند. نه تنهامراجعه به متون نوشتارى يك ارزش نيست بلكه سبك تربيت و آموزش موجود نيز از دانش آموزان ، انسانهايى مشاهده گر، منتقد و نكته سنج بار نمى آورد. خلأ سرگرمى هاى سازنده و تفريحات كه مهمترين نياز اين طبقه سنى است در دم دست ترين سطح ارائه مى شود كه همان تماشاى تلويزيون ويا سپرى كردن بيش از حد وقت با بازيهاى كامپيوترى است. كاركرد بازيهاى قديمى و سنتى فراموش شده ،ورزش كالاى گرانقيمتى است و مراجع و بنيانهاى جديدى نيز كمتر ابداع مى شود. دراين ميان كتابخانه ها مهجورترين بخش هستند. در حالى كه نوشتن بدون خواندن ، همچون خواهان گرفتن ميوه و بر بدون آبيارى است .
دکترزهرا خانلرى(کیا)- معلم واستاد دانشگاه- از زمان تحصيل خودش مى گويد: كه براى امتحان نهايى ششم ابتدايى، انشايى درباره مادر از حفظ كرده بودم و قتى معلم مرا صدا كرد از روى دفتر سفيد آن را خواندم . معلم گفت آفرين ۱۷ اما وقتى دفترم راگرفت و فهميد صفحه سفيد است عصبانى شدو به من صفر داد. آن معلم مى توانست بدون تأييد اصل علم، ابتكار نامطلوب دانش آموز را از جنبه يادگيرى از طريق حفظ كردن بررسى كند.
خانم معلم گفته بود يك انشا به دلخواه خودتان بنويسيد. دوست من درباره يك مغازه نوشته بود كه پر از خوردنى است و او آنها را خيلى دوست دارد. خانم معلم گفت: اگر يك بار ديگر اين گونه بنويسى از كلاس بيرونت مى كنم. مثلاً نوشته بود من شكلات خيلى دوست دارم. پس موضوع دلخواه يعنى چه؟ مثلاً بايد در مورد مدرسه و اين گونه جاهامى نوشت، يا در مورد جامعه؟
درس انشا، چه خوب و چه بد، در هر حال تنها فرصتي است كه دانش آموز براي نوشتن دراختيار دارد. در درسهاي ديگر ا ز او نوشتن نميخواهند. البته اين امر دلايل فراواني دارد كه بيشترشان ربط مستقيمي به نحوه آموزش ادبيات ندارند: معلمي كه براي گذران زندگي خود بايد عصرها رانندگي يا دستفروشي بكند، كجا وقت دارد كه في المثل تكاليف درس را در منزل تصحيح كند؟ از دانش آموزي كه نه كتاب كافي دراختيار دارد و نه به وسايل ديگر تحقيق دسترسي دارد ؛چگونه و به چه حسابي گزارش نويسي و تحقيق بخواهيم؟ و وقتي كه همه راه ها به اين مسابقه عظيم و بيهوده ی حل معما كه كنكور نام دارد ختم ميشود، و شرط موفقيت در كنكور، بخصوص در علوم انساني، -چنان كه همه دانش آموزان عزيز ميدانند- از بر كردن عين عبارات كتابهاي درسي است، چرا حواس دانش آموز را از «تست زدن» به سوي كارهاي ديگر منحرف كنيم؟
جدا شدن حساب و ساعات درس فارسي از درس انشاي فارسي از آن خشتهاي اولي است كه كج نهاده شده است. به سبب اين جدايي، معلم فارسي وظيفه خود نميداند كه به دانش آموز نوشتن بياموزد، و معلم انشا هم بنا را بر اين ميگذارد كه دانشآموز قواعد نوشتن را، از روي نمونههايي كه از آثاراستادان متقدم و متأخر در كتاب فارسي خوانده، آموخته است و تنها بايد اين آموختهها را به كار ببرد. اما در واقع هر يك از اين دو درس ساز خود را ميزنند، دو چرخ گردندهاند كه قاعدتاً بايد دندههايشان توي هم بيفتد، اما چون اين انطباق صورت نميگيرد هر يك براي خودش هرز ميگردد.
در درس فارسي گويي فرض بر اين است كه دانشآموز چيزي نميداند و دايماً بايد چيزهاي تازه ـ يعني لغات و تعبيرات دشوار ـ ياد بگيرد تا در جايي كه معلوم نيست كجاست و به شيوهاي كه معلوم نيست چيست، به كار ببرد. در درس انشا هم گويي دانش آموز همه چيز را از پيش ميداند و چيز تازهاي نيست كه ياد بگيرد، و تنها وظيفه او اين است كه دانستههاي خود را به كار ببرد.در درس فارسي دانش آموز بايد چيزهايي را ياد بگيرد كه هيچ وقت به كار نميبرد و در درس انشاء چيزهايي را بايد به كار ببرد كه هيچ وقت ياد نگرفته است
دانش آموز مرز ميان زبان گفتاري معيار را كه بايد در گفتگوها به كار برد و زبان نوشتاري معيار را كه بايد در نوشتن از آن استفاده كند، باز بان ادبي گذشته نمي شناسد. بلكه به عكس، نظام آموزشي فعلي اين تصور را در دانش آموز ايجاد ميكند كه زبان نوشتاري همان زبان ادبي است، يا لااقل زباني است كه بيشتر به پيرايههاي ادبي آراسته باشد. دانش آموزاني كه زبان مادريشان فارسي نيست بيشتر مستعد ابتلا به اين بيمارياند.در كتاب هاي موجود آموزش زبان و ادبيات فارسي فرض بر اين است كه همه نوآموزان به يك اندازه با فارسي آشنايي دارند، اما حقيقت اين است كه مشكلات دانشآموزان مناطق مختلف در آموزش فارسي معيار نوشتاري با هم فرق دارد و اين مشكلات بايد در تهيه متون درسي مورد توجه قرار گيرد. در حالي كه دانش آموزان ما زبان هاي بيگانه (عربي و انگليسي يا زبانهاي اروپايي ديگر) را به كمك متوني ميآموزند كه با عنايت به مشكلات خاص فارسي زبانان در فراگيري اين زبان ها فراهم آمده است، فارسي را بايد از روي «جُنگها» يي بيامورند كه در آن ها نمونههايي از نظم و نثر بي هيچ ترتيبي در كنار هم قرار گرفتهاند. يكي از هدف هاي آموزش زبان و ادبيات فارسي تثبيت و تحكيم زبان ملي كشور است، اما روش فعلي در واقع نتيجهاي ديگر ميدهد: دانش آموزي كه زبان مادريش فارسي نيست، چون با اين روش سخن گفتن به زبان فارسي معيار را نميآموزد هر جا كه ضرورتي در كار نباشد يا فرصتي دست دهد به زبان «مادري» خود پناه ميآورد. در كشور ما، ترويج و اشاعه زبان فارسي يك ضرورت فرهنگي و سياسي و تاريخي است، اما با شيوه فعلي نميتوان به اين هدف دست يافت.اما در راستای ایجاد بستری مناسب وتاثیر گزار در درس انشا چه باید کرد
1-ارزیابی در انشا
(اواسط سال که شد کاری کرد کارستون.آمد سر کلاس و گفت که می خواد پنج نفر از بهترین انشا بنویس های کلاسو انتخاب کنه اما انتخاب رو گذاشت به عهده ما. اون موقع چنین کاری یعنی معجزه.بعد بچه ها کاندید شدند.حمید امیر و خیلی های دیگر.ولی من کاندید نشدم. راستش را بخواهید می ترسیدم . تا حالا چنین وضعیتی برام پیش نیومده بود آخه هیچ وقت این جوری نبود.
انتخابات با شور و غوغای فراوان برگزار شد و پنج تا از بهترین انشا بنویس ها انتخاب شدند –خدا وکیلی هم همگی خوب می نوشتند – بعدها بدان انتخاب آگاهانه بچه ها غبطه خوردم. آقای قلعه ای اما همش حواسش به من بود . دوست داشت من هم کاندید شوم یک گوشه هم اصرار کرد اما من سرم را انداختم پایین.پس از پایان انتخابات آقای قلعه ای آن پنج نفر را فراخواند و گفت : « از این به بعد نمره های انشایتان را این پنج نفر می دهند. »
فهمیدید چی شد.ما هم تا آن موقع نفهمیدیم.اما بعد حساب کار دستمان آمد. آن پنج نفر نشستند بغل دست معلم بعد که بچه ها می آمدند انشا بخوانند آنها نمره می دادند و معلم شیرین ما میانگین می گرفت) http://sepidar.blogfa.com/post-42.aspx
معمول است که وقتی شاگرد اشتباهی کرده و چیزی غلط نوشته، می گوییم باید اصلاح کرد یا تصحیح نمود. آن چه از سال ها پیش از این در ساعت انشا در کلاس ها انجام می شده و اکنون نیز متداول است بدین قرار است:
1- اصلاح انشا از جنبه ی دستوری، تطابق فعل با فاعل و صفت با موصوف و...
2- اصلاح انشا از جهت املای کلمات، حروف اضافه، موصولات و...
3- اصلاح انشا از لحاظ پروراندن موضوع و عدم خروج از آن.
4- اصلاح از جهت ارتباط داشتن همه ی جملات با اصل موضوع.
5- اصلاح از جهت طرز تفکر شاگرد و وجهه ی نظر او.
6- اصلاح از جهت صحت و اعتبار علمی یا سندیت مطلب.
7- اصلاح از لحاظ اطلاعات و گزارشاتی که به غلط داده است و
نتیجه ی این نحوه ی اصلاح این شده است که مشاهده می کنیم در یک کلاس شاگردان در مدت یک ماه فقط یک انشا می نویسند، زیرا معلم معتقد است همه ی شاگردان بایستی انشای قبلی را بخوانند و او بشنود و اصلاح کند، سپس موضوع دیگری را انتخاب نماید!
در جریان سال تحصیلی نمره ی هر شاگرد باید متناسب با پیشرفت خود او باشد ولی در پایان سال تحصیلی چون موضوع تعیین رتبه و ارزش اجتماعی شاگردان در کار است باید بدون توجه به نام و سابقه ی دانش آموزان اوراق انشا به چند دسته طبقه بندی شده، بعد نمره ی دقیق هر ورقه داده شود. در امتحانات نهایی و به طور کلی در امتحاناتی که چند نفر برای دادن نمره معین می شوند حقّا باید به این ترتیب عمل شود که ابتدا بارمی برای انشا معلوم شود مثلاً 7 نمره برای رعایت نکات دستوری، 7 نمره برای فکر، یک یا دو نمره برای خط و 2 نمره برای سایر جهات، بعد یکی از ممتحنین یک یک اوراق انشا را با صدای بلند (به قسمی که سایر ممتحنین انشا بشنوند) بخواند و با نظر هم و باتوجه به بارمی که تعیین کرده اند آن ها را طبقه بندی کنند. مثلاً به پنج دسته کم تر از 7، هفت تا 10 – یازده تا 14 – پانزده تا 18 – نوزده و بیست. بعد مجدداً اوراق هر دسته را خوانده، نمره ی دانش آموز را صریحاً در ذیل ورقه ی او بگذارند. موضوعی که در این قبیل مواقع پیش می آید اختلاف سلیقه ی ممتحنین است،http://www.ensha.ir/showT.aspx
گرچه معیارهای ارزشیابی در همه ی انواع انشا نمی تواند یکسان باشد، چنان که در یک انشای وصفی، زیبایی و لطافت واژه ها و شیوایی و ملاحت جمله ها بیش تر مورد توجه است و در یک انشای اجتماعی، قدرت استدلال و تفکر، ولی به طور کلی هرگونه انشایی را می توان باتوجه به معیارهای زیر ارزشیابی کرد و نمره داد:
قواعد و نکات دستوری 3 نمره
سادگی و روانی و رسایی و روشنی جمله ها و تنوع واژه ها و ساختمان جمله 3 نمره
میزان توفیق در بیان اندیشه و احساس 5 نمره
نظم و ترتیب و تسلسل و ارتباط مطالب (طرح) 2 نمره
میزان تازگی و اصالت طرح کلی اندیشه و احساس یا نحوه ی استدلال 5 نمره
پاکیزگی ورقه، خوانایی خط، رعایت قواعد نشانه گذاری و پاراگراف بندی و حاشیه گذاری2 نمره
ماهنامه ي آموزش و پرورش، شماره ی 3، دوره ی 44، آذر 1353.
2-موضوع انشا:
موضوع انشا انگیزه است و گرایش به نوشتن انگیزشی است که در پی آن پدید می آید. فرض کنیم موضوع انشا این باشد «درمسیر آمدن به مدرسه چه چیز هایی می بینید؟
دراین موضوع ذهن دانش آموز با چالش هایی ومسایلی مواجه می گرددکه به صورت فهرست وار به شرح ذیل است:
1- توجه
2- یاداوری
3- سازماندهی
4- پاسخ.
اندیشه ی معلم، نعمت الله ادریسی، مدرس مرکز تربیت معلم شهید دکتر پاک نژاد یزد.
با این توصیف موضوع موفق در ایجاد چالش های ذهنی، موضوعی است که اهداف فوق را در برگیرد.
3-روش آموزش انشا :
بدان صورت که در مطالب بالا بدان اشاره شد عمده ترین روش تدریس انشا،روش سنتی است.بدین صورت که معلم،یک یا چند موضوع را انتاب نموده واز دانش آموزان می خواهد که درباره ی یکی از موضوعات مطالبی بنویسند . بعد از آن دانش آموزان انشا های خود را در کلاس می خوانند ومعلم به تناسب نوع نوشته و با درنظر گرفتن دلایلی نمره ایی را نثار دانش آموز می کند. این روش بیش از آنکه به فرایندهای نگارش تکیه کند بر محصول نگارش تاکید دارد.
روش های تدریس زبان فارسی دکتر بهمن زندی ص162
نامبرده روش های دیگری را نیز اشاره می نمایند:
1. روش الگوهای نوشتاری
2. روش مراحل نگارش
3. روش تلفیق جمله ها
4. روش رابطه ها
5. روش نظریه جهانی
دراین جاجهت اطلاع لازم است که به توضیح یکی دیگر از روش ها اشاره شود: روش نظریه جهانی مبتنی براساس (قضاوت)شکل می گیردمثلا موضوع شهر من موضوع جالبی نیست بلکه شهر من دوست داشتنی است موضوعی است که با ملاحظات قضاوت شکل می گیرد
روش های تدریس زبان فارسی دکتر بهمن زندی ص163
اگرچه این نظریات بر پایه واساس وتئوری علمی نسبتا قابل قبولی استوار است ؛اما ضمانت اجرایی آن را ساختار برنامه ریزی ساعت درس انشا که حدود ا ( 45 )دقیقه است ولی در عمل بسیار کمتر از آن می باشد به هم می ریزد.معلمی که وارد کلاسی با تراکم( 30) دانش آموز می شود(5/1 )دقیقه جهت رشد وتعالی رفتار نگارشی ونوشتاری محصلی وقت دارد که البته انجام آن فرایند مستلزم همکاری تمام وکمال دانش آموزان است !!
آن چرا که دراین نوشتار بدان اشاره شد بدین علت است که جهت ساختارآموزشی نظام آموزشی ما متاسفانه به گونه ای ترسیم شده است که انشا درس درجه سوم ویا پایین تر قلمداد شود
به نظر می رسداصلاح این مساله با شرایط زیر محقق می گردد:
1. ایجاد بستر مناسب کاری برای معلمان وبرقراری آرامش در جهات مختلف زندگی.
2. هدف مند نمودن آموزش انشا.
3. اصلاح برنامه ریزی کلاسی و تخصیص ساعات بیشتر به درس انشا.
4. تغییر در موضوعات پنهان وآشکار انشا در کتاب فارسی وگرایش به علایق سنی دانش آموزان.
پایان (مظفر بیات)
منابع:
1. http://sepidar.blogfa.com/post-42.aspx
2. http://www.ensha.ir/showT.aspx
3. ماهنامه ي آموزش و پرورش، شماره ی 3، دوره ی 44،
4. اندیشه ی معلم، نعمت الله ادریسی، مدرس مرکز تربیت معلم شهید دکتر پاک نژاد یزد
5. روش های تدریس زبان فارسی دکتر بهمن زندی،انتشارات سمت ،چاپ چهارم 1380
.