واژه هاي دو يا چند املايي دركتب فارسي راهنمايي

      در همه ی  زبان ها واژه هايي وجود دارد كه از نظر املايي به دو يا چند صورت مي توان  آن ها را نوشت .در اين نوع كلمات ، معمولاًنوشتن يك صورت آن ها ارجح  و متداول تر است و               نوشتن شكل ديگر غلط محسوب نمي شود. البته اين كلمات دو املايي را مي توان به چند نوع طبقه بندي كرد ؛ مثلاً لغاتي كه در متون گذشته با حرف « ط » نوشته مي شده اند و امروزه توصيه مي شود كه آن ها را با حرف « ت » بنويسند مثل : طوس ، طهران ، سطبر ، غلطيدن ، اطاق و...

      آگاهي نداشتن و يا بي توجهي به اين كلمات – كه تعدادي از آن ها در کتاب های فارسی سه پايه هم آمده است،گاهي باعث مي شود كه حقّ دانش آموزان ضايع شود به ويژه اين كه عده اي از دبيران غير تخصصي هم املا تدريس مي كنند. در اين باره در زبان فارسي ( 3 ) رشته ی ادبيات           ( در ص 47 ) آمده است : « كلماتي كه املاي آن ها در متون گذشته و امروز به دو شكل رواج داشته است ، به هر دو شكل صحيح هستند و ترجيح يكي از آن ها به معني غلط بودن ديگري نيست . البته در آموزش رسمي ، به منظور هماهنگي و وحدت رويّه ، يكي از دو شكل املا كه آموزشي تر است ترجيح داده مي شود . » آقاي دكتر باطني در كتاب « نگاهي تازه به دستور زبان » مي نويسد : « چند گانگي صورت هاي زبان در تلفظ ، در خط ، در ساخت واژه ها و در الگوهاي دستوري مشاهده مي شود . دراين گونه موارد سؤال به اين صورت مطرح نيست كه « از اين ها كدامش درست است » بلكه اصولي تر اين است كه پرسيده شود « ازاين ها كدامش درست تر يا مصطلح تر است » در بسياري موارد حتي به اين سؤال نسبي هم نمي توان جواب داد ؛ مثلاً در زمينه تلفظ اگر پرسيده شود « نُخُست » درست است يا « نَخُست » بايد جواب داد هر دو و يا اگر پرسيده شود « پِژوهش » درست است يا پَژوهش يا پُژوهش بايد جواب داد هر سه ؛ ولي پَژوهش تلفظ عادي تري است .» همين نويسنده در جاي ديگري مي نويسد : « ملاك تمايز گذاشتن بين درست و غلط در زبان نحوه ی  كاربرد يا استعمال اهل زبان است نه اصول منطق .در فرهنگ ها و کتاب های آيين نگارش معتبر نیز اين كلمات به دو يا چند شكل ضبط شده اند و نظر واحدي در املاي آن ها وجود ندارد .

نمونه هایی از کاربرد واژه های دو املایی عبارتند از:  ( ترتيب واژه ها به اين صورت است كه واژه اولي شكلي است كه در كتاب آمده و شكل يا اَشكال بعدي صورت هاي املايي ديگر واژه است .)

 

                        

فارسي اوّل ( جديد التأليف )

آيينه / آينه : نوعي سطح صيقلي كه نور رسيده از هر جسم را باز مي تاباند ، هر چيز بسيار صاف و برّاق.

اتاق / اطاق : اصل اين لغت تركي است و در تركي مخرج « ط » وجود ندارد . بنابراين بهتراست كه به صورت « اتاق » نوشته شود . در زبان تركي به معني خانه و خيمه گاه است . برخي پنداشته اند اين كلمه همان« وثاق » عربي است .

پروفسور / پرفسور : professeur ، استاد دانشگاه

اتومبيل / اتوموبيل / اتمبيل : از فرانسوي Automobile از پيشوند داراي ريشه لاتيني به معني « خود » و « موبايل » به معني متحرك ، سيار و روان ، معادل فارسي « خودرو »

بتّه / بوته / بته : هر سه صحيح و يك كلمه فارسي است . گُل و بتّه : نقش گل و گياه كه نقاش مي كشد .

توسي / طوسي :  هر دو صورت درست است . توصيه مي شود « توسي » بنويسيم .

بقچه  / بغچه : ( تركي ) ، به هر دوصورت درست است .

تزئين / تزيين : هر دو صورت درست است .

چارپاره / چهارپاره: به شكل اوّل رايج تر است .

دكان / دكّان : به هر دو صورت آمده است .

سالن / سالون: ( فرانسوي salon از ايتاليايي salone ) فضاي سرپوشيده ي نسبتاً بزرگ

مليون / ميليون : از كلمه فرانسوي million و املاي صحيح آن ميليون است .

واگن/ واگون : ( انگليسي wagon) هر يك از بخش هاي مجزاي قطار كه به وسيله ي لكوموتيو بر روي ريل راه آهن كشيده مي شود.

هيجده / هجده / هيژده / هژده : به هر چهار صورت درست است . در اصل « هشت ده »

روبوت / ربوت / ربات / روبات : انگليسي Robot از اصل چِك ، آدم ماشيني

يقه / يخه ( تركي ) : گريبان ، به هر دو صورت آمده است

   در رسم الخطّ فارسي به دليل نبودن حرف مستقل براي مصوّت هاي كوتاه  ـَـِــُـ مي نويسيم « مراد » ، « قربان »  و نه « موراد » و « قوربان » ، بنابراين در نوشتن شماري از واژه هاي دخيل فرانسوي و انگليسي هم نوشتن : فرمول ، ميكرب ، ويلن ، اتومبيل ، گلبول ، دمكراسي و ... رايج تر از : فورمول ، ميكروب ، ويولن ( ويولون ) ، اتوموبيل ( اتمبيل ) ،گولوبول  و دموكراسي است .

هيئت / هيأت : به هر دو صورت صحيح است .                         

فارسي دوم

استانبول / استامبول / اسلامبول : نام ديگر قسطنطنيه است . به هر سه صورت درست است .

 اجاق / اجاغ : ( تركي ) مجازاً خانواده

اينشتين / انشتين : Aynshtayn و Anshtayn هر دو به كار رفته است .

باتلاق / با طلاق : اين كلمه تركي است ( در اصل باتّاق ، به معني لجنزار ) معادل فارسي آن « مرداب » ؛ بهتراست با «ت » بنويسيم 

جِقّه / جغّه : اين واژة فارسي به معني تاج است . دكتر نجفي و استاد سميعي املاي « جغّه » را ضبط كرده اند .

ختمي / خطمي : نوعي گياه گلدار . اين كلمه عربي است و به صورت « خطمي » نوشته مي شود. اصل تلفظ خِطمي است .

درم / درهم : واحد سكه نقره ، اصل اين لغت يوناني است .

دوّم / دوم :  كلمة دوّم و سوّم امروزه به صورت مشدد تلفظ مي شوند .

ستبر / سطبر : اين واژه فارسي و بهتر است با حرف « ت »  نوشته شود .

شطرنج / شترنج : شطرنج معرّب و اصل لغت سانسكريت و بهتراست با حرف « ط » نوشته شود .

صندلي / سندلي : معرّب سندلي ، در فارسي چندن و چندل ، از اصل سانسكريت ، امروزه با حرف « ص » رايج تر است .

طومار / تومار : اصل اين كلمه يوناني و طومار معرّب است . املاي شكل اول رايج است .