جایگاه آرایه های ادبی در اشعار کتابهای فارسی دوره ی راهنمایی

 

شعر به عنوان يكي از دستاوردهاي عقلي و عاطفي آدمي، از ديرباز، در سرشت زباني بشريت جاري بوده است. اين محصول عشق وعقل، در زيباترين و بديع‌ترين لحظات خوش و اندوه دستگير و ياريگر خلق‌كنندگان و صاحبانشان بوده است. فلذا توانسته است در وجه ديگر، حامل و عامل انتقال احساس و ادراكات محسوس و غيرمحسوس قومي به قوم ديگر با گذر ايام باشد.

اين عامل در انتقال مفاهيم و ارزش‌هاي انساني كه در لعابي از رنگ و خيال به جلوه‌گري و نقش‌آفريني مي‌پردازد و عمري به درازاي تاريخ دارد- اگر تاريخ را با شروع نخستين مغازله‌ها و عشق‌ورزي آدميان در نظر آوريم- . فلذا اين جوهره‌ي شعر دوستي و شعرخواهي چنين مي‌نماياند كه ريشه در فطرت دوانيده است.

لفظ موزون به ناخودآگاه نفوذي بس عميق از لفظ ناموزون دارد. همين امر را اگر بخواهيم در راستاي انتقال يك مفهوم، يك انديشه، يك تفكر به كار ببريم جداي از اينكه گروهي با اعتقاد به انديشه هنر براي هنر موارد فوق را از اهداف شعر نمي‌دانند مي‌تواند ياريگر ما در اين راستا باشيد.

سيستم‌هاي آموزشي و پرورشي در تمام جوامع از اين وجه زباني و مرده ريگ اسلافشان استفاده مي‌كنند تا هم عواطف و زيباخواهي و زيبا نگريستن را در ذهن و روحيه‌ي دانش‌آموزان بپرورانند و بپرورانند و نيز انديشه‌اي را در اذهان به خوشي بنشانند.

با این توصیف ،هدف ازاین نوشتار تاملی هرچند اندک بر جایگاه آرایه های ادبی دراشعار این مقطع آموزشی است؛ دوره ای که می تواند یکی از موثر ترین و مهم ترین  علاقه را نسبت به جایگاه بلند ورفیع شعر فارسی در دانش آموزان ایجاد نماید واین میسر ومیسور نمی گردد مگر با تامل ودقت در گزینش اشعارغنی از اندیشه وساختار شاعرانه ی آن.

 

جداي از مقوله‌هاي چون «انسان‌نمايي» يا تمثيل و فابل، كه تعدادي از اشعار بدان صورت آمده‌اند، عناصر و آرايه‌هاي ادبي مختلف را در اين كتب به وفور مي‌يابيم كه قابل توجه مي‌باشند. كه همه موارد ؛ مي‌تواند عاملي در جهت غناي اشعار و بيان وجودي آن و قابل تذكار در كلاس و نيز بين همكاران در جهت تحليل معنايي متون و انتقال صحيح آن باشد.

مظفربيات